العلامة المجلسي
37
جلاء العيون ( فارسي )
فرع آن بود ، پس گفتند : خداوندا ! اين چه نور است ؟ حق تعالى وحى نمود به سوى ايشان كه : اين نورى است از نورهاى من كه اصلش پيغمبرى است و فرعش امامت است ، امّا پيغمبرى از محمّد است بنده و رسول من ، و امامت از على است حجّت و خليفهء من ، و اگر ايشان نمىبودند هيچيك از خلق نمىآفريدم « 1 » . در حديث معتبر از آن حضرت منقول است كه حق تعالى خطاب نمود به حضرت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه : اى محمّد ! به درستى كه خلق كردم تو را و على را نورى - يعنى روحى بىبدن - پيش از آنكه خلق كنم آسمانها و زمين و عرش و دريا را ، پس پيوسته تهليل و تمجيد مىگفتند و مرا به يگانگى و عظمت ياد مىكردند ، پس هر دو روح شما را جمع كردم و يكى گردانيدم ، پس آن روح مرا به پاكى و بزرگوارى و يگانگى ياد مىكرد ، پس آن روح را به دو قسمت كردم و هر قسمت را دو قسمت كردم تا محمّد و على و حسن و حسين صلوات اللّه عليهم به هم رسيدند ، پس خلق كرد حق تعالى فاطمه را از نور تنها و روحى بىبدن ، پس آن روح در ما اهل بيت سارى و جارى شد « 2 » . و در حديث معتبر از حضرت امام محمّد تقى عليه السّلام منقول است كه : پيوسته حق تعالى متفرّد بود در يگانگى خود و به غير او احدى نبود ، پس خلق كرد محمّد و على و فاطمه را ، و بعد از هزار دهر و روزگار جميع چيزها را آفريد ، پس ايشان را گواه گرفت بر آفريدن آنها ، و اطاعت ايشان را بر ساير مخلوقات واجب گردانيد ، و امور خلق را به ايشان گذاشت ، و ايشان هيچ كار نمىخواهند و اراده نمىنمايند مگر به مشيّت الهى « 3 » . و به سند معتبر از حضرت امام حسن عليه السّلام منقول است كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود كه : در بهشت فردوس چشمهاى هست از شهد شيرينتر ، و از مسكه نرمتر ، و از برف خنكتر ، و از مشك خوشبوتر ، و در آن چشمه طينتى است كه خدا ما را و شيعيان ما را از آن آفريده است ، هر كه از آن طينت نيست از ما و شيعيان ما نيست « 4 » . و در حديث ديگر فرمود كه : شنيدم از جدّم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه فرمود : من آفريده
--> ( 1 ) معانى الاخبار 351 . ( 2 ) كافى 1 / 440 . ( 3 ) كافى 1 / 441 . ( 4 ) امالى شيخ طوسى 308 .